محمد مهدى ملايرى

95

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

او بوده نقل كرده كه اينان سخنورى را از پدران خود كه سخنوران دربار پادشاهان ايران بوده‌اند به ارث برده بودند ، و چون آن‌ها به اسارت افتادند و در سرزمين اسلام و جزيرة العرب زاد و ولد كردند ، از آنجا كه عرق ( جوهر ) سخنورى در آن‌ها بود در اين زبان ( - عربى ) هم همان مقامى را يافتند كه در آن زبان ( - فارسى ) داشتند . و اين عرق همچنان در اين خاندان باقى ماند تا وقتىكه از راه زناشويى با بيگانگان درآميختند و اين عرق در آن‌ها سستى گرفت و زائل شد » « 1 » . در دوران اسلامى در آيين نوروزى در ميان ايرانيان دگرگونى روى نداد ولى از لحاظ رسمى و در دستگاه خلفا و كارگزاران ايشان در عراق بىتغيير نماند . توضيح آنكه چون نظام ديوانى ايران در آنچه به امر ماليات و جمع خراج و ساير امور مالى بازمىگشت در دستگاه خلفا هم با همان سازمان و تشكيلات و با همان زبان فارسى كه داشت ادامه يافت ، ازاين‌رو گاه شمارى ايرانى هم كه با نوروز آغاز مىشد همچنان در ديوان خراج باقى ماند ، و پس از آنكه در دههء هشتاد هجرى ديوان عراق از فارسى به عربى برگردانده شد « 2 » ، باز هم گاه‌شمارى ايرانى به عنوان سال خراجى در ديوان‌ها به كار مىرفت . بنابراين نوروز هم به عنوان آغاز سال خراجى براى حاكمان عرب ناشناخته نبود ، ولى از ميان همهء آيينهاى آن تنها هديهء نوروزى بود كه نظر آن‌ها را جلب مىكرد و به هواى همان هم انتظار نوروز را مىكشيدند . زيرا آن‌ها هديهء نوروزى را هم مانند ماليات و خراج از مردم مطالبه مىكردند ، و نخستين‌بار هم اين رسم به وسيلهء كارگزار خليفه عثمان در عراق ، وليد بن عقبه رسم شد و پس از سعيد بن العاص كارگزار ديگر عثمان اين هديه را آن‌چنان با زور و فشار مطالبه مىكرد كه مردم به عثمان شكايت بردند و او هم سعيد را از آن كار بازداشت « 3 » ، ولى اين رسم متروك نگرديد .

--> ( 1 ) . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 245 به بعد . ( 2 ) . تفصيل بيشتر را در اين‌باره در نوشته‌اى از نويسندهء همين مقاله به عنوان « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى . . . » در « مقالات و بررسيها » دفتر سوم و چهارم ، ص 1 - 16 خواهيد يافت . ( 3 ) . صولى ، ادب الكتاب ، چاپ قاهره ، 1341 ، ص 220 .